کتاب فوائد گیاهخواری – نگاه علمی و انسانی صادق هدایت به تغذیه
کتاب فوائد گیاهخواری نوشته صادق هدایت، سفری فکری و اخلاقی است به دنیای رژیم گیاهخواری. هدایت در این اثر نهتنها از فواید گیاهخواری برای سلامت انسان میگوید، بلکه بر تأثیر آن بر محیطزیست و نجات جانوران نیز تأکید میکند. او صنعت بیرحمی که زندگی حیوانات را میگیرد نقد میکند و به ما یادآور میشود که انسان میتواند با انتخابی آگاهانه، رژیمی طبیعیتر، اخلاقیتر و سالمتر داشته باشد. از دیدگاه او، مطابق فلسفه، علوم طبیعی و مشاهدات علمی، خوراک نخستین و سازگار با بدن انسان، گیاهان هستند. این کتاب پلی است میان علم، اخلاق و سبک زندگی پایدار.
بخشی از کتاب
انسان همیشه پرستش پیچیدگی و ظاهرسازی را می کند. هرچه آسان و طبیعی است، به چشم او خوار می آید. از این رو زندگانی را پیوسته دشوار نموده، گمان می کند به خوش بختی خواهد رسید، در صورتی که همیشه از او روبرگردان است. خوراک چیزی است که به منتها درجه پیچیدگی رسیده. طبیعت نشان می دهد که انسان باید از میوه و نباتات خام زندگانی بنماید. پختن، یعنی خراب کردن و از حال طبیعی خارج کردن خوراک ها، یا برای این است که مزه آن را بپوشاند، مثل گوشت، تا به ذائقه فاسد شده ما لذت بکند و تمام این ها نتایج بدی برای سلامتی خواهد داشت. پختن، خوراک را از حالت طبیعی خارج کرده، ماده حیاتی «ویتامین» را که در آن وجود دارد، می کشد و برای بدن یک تفاله خوراک پخته شده که در آن زهرهای کشتار تولید می شود، باقی می گذارد. بدن انسان از گروه بی شمار ذرات کوچک زنده تشکیل شده که پهلوی یکدیگر قرار گرفته اند. همه موجودات خوراک زنده می خورند. همه طبیعت زنده است. همان طوریکه برای نشو و نما و نگاه داری بدن، عناصر مادی لازم می باشد، برای نگاه داری زندگانی حیاتی و روحی، انسان محتاج است به جذب نمودن خوراک زنده، یعنی خام و نپخته و از نرسیدن آن ماده حیاتی روح پژمرده شده، قوای حیاتیه سست و ناتوان می گردد، چنان که از نخوردن غذا بدن ضعیف می شود. پس روی زمین، زندگانی نگاه داری زندگانی را می نماید. این ماده در همه هستی های روی کره ما وجود دارد و برای اینکه داخل بدن انسان شود، تنها در گیاهان تجزیه و ترکیب آن صورت می گیرد. حیوانات گیاه خوار مستقیما این ماده را از نباتات می گیرند و جانوران درنده از گوشت زنده حیوانات دیگر اخذ می نمایند. پختن زندگانی را نابود کرده و یک تفاله ای را به بدن می دهد که همه قوت حیاتی خود را از دست داده است و تنها بدن آنهایی را که نیمه جان هستند به کار می برد و قوای خود را به این وسیله مرمت می کند.